تبليغاتX
.: القطره :. فضائل اهل بیت علیهم السلام - زنده شدن مردگان توسط امام هادی علیه السلام
 
 
   
 



 

دارم دِلَکی که بنده ی کوی علی است
روی دل او همیشه بر سوی علی است
هــــــر چند هـــزار رو سیـــاهــی دارد
می نازد از اینکه منقبت گوی علی است

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
مَن مَنَّ الله عَلَیه بِمَعرِفةِ اَهل بَیتی وَ وِلایَتهُم فَقد جَمع اللهُ لَهُ الخَیر کُلّه
کسی که خداوند بر او منت گذاشته معرفت و ولایت اهل بیت مرا به او عنایت کند تمام خوبی ها را برای او جمع نموده است.

 

 
   
 

صفحه نخست
پست الکترونیک
بلاگفا

 
   
   
 

 
 
   
 

   آذر 1388
   آبان 1388
   مهر 1388
   شهریور 1388
   مرداد 1388
   تیر 1388
   اردیبهشت 1388
   فروردین 1388
   اسفند 1387
   بهمن 1387
   دی 1387
   آذر 1387
   آبان 1387
   مهر 1387
   شهریور 1387
   مرداد 1387

 
   

  اعتقادی
  شعر
  حدیث
  خبر
  فضائل

   


 

 
 

زنده شدن مردگان توسط امام هادی علیه السلام



طبری در کتاب «الثاقب فی المناقب» در بخش معجزات امام هادی علیه السلام در مورد زنده کردن مردگان، می نویسد:

 

ابراهیم بن بلطون از پدرش نقل می کند که گفت: من یکی از دربانان متوکل بودم، روزی پنجاه غلام از ناحیه خزر به او هدیه شد، او به من دستور داد تا آنها را تحویل گرفته و با آنان به نیکویی رفتار نمایم.

 

یکسال از این ماجرا گذشت، روزی من در دربار متوکل بودم که ناگاه امام هادی علیه السلام وارد شد، وقتی حضرت در جایگاه خود نشست، متوکل به من دستور داد که غلامان را وارد مجلس نمایم.

 

من دستور او را اجرا نمودم، وقتی آنان وارد شده و چشمشان به امام هادی علیه السلام افتاد، همگی به سجده افتادند.

 

چون متوکل این صحنه را دید، نتوانست خود را کنترل کند و (از ناراحتی) خود را کشان کشان حرکت داد و پشت پرده پنهان شد، آنگاه امام هادی علیه السلام برخاست و از دربار خارج شد.

 

وقتی متوکل متوجه شد که امام علیه السلام مجلس را ترک فرمود، از پشت پرده بیرون آمد و گفت: وای بر تو ای بلطون! این چه رفتاری بود که غلامان انجام دادند؟

 

گفتم: سوگند به خدا! من نمی دانم؟

 

گفت: از آنان بپرس.

 

من از غلامان پرسیدم: این چه کاری بود که کردید؟

 

گفتند: این آقایی که در اینجا حضور داشت، هر سال نزد ما می آید و ده روز کنار ما می ماند و دین را برای ما عرضه می کند، او جانشین پیامبر مسلمانان است.

 

وقتی متوکل از این جریان با خبر شد، دستور داد همه غلامان را از دم تیغ گذرانده و به قتل برسانم.

 

من نیز فرمان او را اطاعت کرده و همه آنها را کشتم (!!)

 

شامگاهان خدمت امام هادی علیه السلام شرفیاب شدم، دیدم خادمش کنار درب ایستاده و به من نگاه می کند، وقتی مرا شناخت گفت: وارد شو!

 

من وارد شدم، دیدم امام هادی علیه السلام نشسته، رو به من کرد و فرمود:

 

ای بلطون! با آن غلامان چه کردند؟

 

عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! سوگند به خدا! همه آنها را کشتند.

 

حضرت فرمود: همه آنها را کشتند؟

 

عرض کردم: آری، سوگند به خدا !

 

حضرت فرمود: اتُحبّ ان تَراهُم؟ آیا دوست داری آنها را ببینی؟

 

عرض کردم: آری، ای فرزند رسول خدا!

 

امام هادی علیه السلام با دست مبارکش اشاره فرمود که: پشت پرده وارد شو!

 

من وارد شدم، ناگاه دیدم همه آن غلامان نشسته اند، در برابر آنان میوه هایی است که مشغول خوردن آنها هستند.


 
  موضوع: فضائل | لینک ثابت